میراثدار پیامبران و اوصیاء از ویژگیهای حضرت مهدی(عج) در عصر ظهور
است. از روایات استفاده میشود که حضرت مهدی(عج) هنگام ظهور، برخی از
میراثهای پیامبران گذشته را به همراه خواهد داشت.
در
نهمین شماره از سلسله یادداشت های "یک آیه یک حدیث از مهدویت" که به قلم
حجت الاسلام مرتضی عبدی، پژوهشگر پژوهشکده مهدویت است، به بررسی موضوع امام
مهدی(عج) و میراث انبیاء گذشته می پردازیم.
امام مهدی(عج)، میراثدار حضرت موسی(ع)
آیه:
إِذِ اسْتَسْقی مُوسی لِقَوْمِهِ فَقُلْنَا اضْرِبْ بِعَصاکَ الْحَجَرَ
فَانْفَجَرَتْ مِنْهُ اثْنَتا عَشْرَةَ عَیْناً قَدْ عَلِمَ کُلُّ أُناسٍ
مَشْرَبَهُمْ کُلُوا وَ اشْرَبُوا مِنْ رِزْقِ اللَّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِی
الْأَرْضِ مُفْسِدینَF: و هنگامی که موسی برای قوم خود در پی آب برآمد،
گفتیم: با عصایت بر آن تختهسنگ بزن. پس دوازده چشمه از آن جوشیدن گرفت،
[به گونهای که] هر قبیلهای آبشخور خود را میدانست. [و گفتیم:] از روزی
خدا بخورید و بیاشامید و [لی] در زمین سر به فساد برمدارید. (بقره: 60)
امام صادق(ع) از پدر
بزرگوارش امام باقر(ع) نقل میکند: وقتی که قائم(عج) در مکه خروج نماید،
قصد رفتن به سوی کوفه میکند؛ در همین حال منادی ندا میکند: "آگاه باشید!
هیچ یک از شما نباید خوردنی و نوشیدنی بردارد."
چون او سنگ حضرت موسی
را که "از آن دوازده چشمه جاری شد"، با خود دارد و در هر منزلی که فرود
میآید، آن را نصب میکند و چشمهها از او جاری میشوند. [چون] گرسنگان سیر
میگردند و تشنگان سیراب خواهند شد و این سنگ تا کوفه زاد و توشه آنان
میگردد. وقتی که پشت کوفه رسیدند، دائما از آن، آب و شیر میجوشد و هرکس
گرسنه باشد؛ سیر و هرکس تشنه باشد، سیراب میشود.
میراثدار پیامبران
و اوصیا از ویژگیهای حضرت مهدی(عج) در عصر ظهور میباشد. از روایات
استفاده میشود حضرت مهدی(عج) هنگام ظهور، برخی از میراثهای پیامبران
گذشته را به همراه خواهد داشت.[2] درباره این که این امور به چه هدفی نزد
حضرت جمع شده است، سخن روشنی در دست نیست؛ ولی با توجه به اینکه نقش حضرت
مهدی(عج)، نقش همه انبیا و اولیا است و آن حضرت آرزوی تمام پیامبران را
پیاده خواهد کرد، میتوان نتیجه گرفت تمام ابزار آنان در اختیار آن حضرت
قرار خواهد گرفت.
دیگر اینکه آن حضرت وظیفه دارد پیروان همه ادیان را
به دین راستین الهی (اسلام) دعوت کند و این میراثها نشانههایی از برحق
بودن آن حضرت است؛ از اینرو همانگونه که در روایات، از زنده ماندن حضرت
مسیح(ع)، عامل هدایت مسیحیان و برگرداندن ایشان به پیروی از حضرت مهدی(عج)
معرفی شده است، میتوان میراثهای دیگر پیامبران: را ابزاری برای اتمام
حجّت بر آنان دانست.
برخی میراثها که در روایات مورد اشاره قرار
گرفته عبارت است از: پیراهن،[3] عمامه،[4] زره،[5] سلاح،[6] و پرچم پیامبر
گرامی اسلام(ص) ،[7] سنگ[8] و عصای حضرت موسی[9] و طشتی که وی در آن قربانی
میکرد.[10] و انگشتری حضرت سلیمان(ع)،[11] و همینطور کتابی که معروف به
کتاب علی[12]، جامعه، مصحف فاطمه 3،[13] کهنه پیراهن خونی امام حسین(ع) و
انگشتر که دست به دست از تمام ائمه به دست حضرت مهدی (عج) رسیده است.
امام
علی(ع) فرمود: رسول خدا(ص) فرموده است: مهدی از فرزندانم, غیبت و حیرتی
دارد که امتها [در آن] گمراه شوند. او با ذخیره پیغمبران آید و زمین را از
عدل و داد پر کند؛ چنانکه از جور و ستم پر شده باشد.[14]
بیشترین مخالفت ها با امام زمان(ع)، ازسوی دنیاطلبان و دنیاخواهانی
است که در هراس از دست دادن آن یا به شوق و عشق زیاده خواهی آن هستند.
دنیاخواهی
و اسیر دنیا بودن یکی از عوامل جداکننده حقیقت طلبان از باطل جویان است.
از آنجا که حکومت حضرت مهدی(عج) عالم گیر است و منفعت طلبان به عدالت سوق
داده می شوند و بر آمال دنیا خواهی شان تازیانه عدالت و حقیقت نواخته خواهد
شد؛ بنابراین بیشترین مخالفت ها ازسوی دنیاطلبان و دنیاخواهانی است که در
هراس از دست دادن آن یا به شوق و عشق زیاده خواهی آنند. پس مبارزه شان جدی
تر و کراهت و ناپسندی شان از آن حادثه و از آن واقعه، بیشتر و جدی تر
است.
دنیاخواهان در مقابل امام مهدی(عج)
عدم فهم جایگاه امام و ولایت
این
افراد که دلبسته دنیایند و برای رسیدن به آن همواره در تلاش و کوشش، نسبت
به جایگاه امام و ولایت نه تنها هیچ شناختی ندارند؛ بلکه از درک و فهم آن
نیز عاجزند. در زیارت حضرت امیر(ع) می خوانیم: "خدایا شکرت که مرا بر این
زیارت موفق ساختی ... درحالی که اهل دنیا و آنانی که آیات خدا را به تمسخر
گرفته و فریفته دنیا شدند، از زیارت او سر باز زدند. شکر تو را که مرا
معرفتی دادی که اهل دنیا جاهل آنند و به دیگران روی آوردند."(1)
ترجیح دنیا به آخرت
خداوند
از این ویژگی آنان چنین سخن می گوید: "ذلِکَ بِأَنَّهُمُ اسْتَحَبُّوا
الْحَیاةَ الدُّنْیا عَلَی الْآخِرَةِ وَ أَنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی
الْقَوْمَ الْکافِرینَ"؛ این به خاطر آن است که زندگی دنیا(و پست را) بر
آخرت ترجیح دادند و خداوند افراد بی ایمان (لجوج) را هدایت نمی کند."(2)
کفر به آیات الهی
در
آیه دیگری درباره این ویژگی آنان می خوانیم: "(در آن روز به آن ها می
گوید:) ای گروه جن و انس! آیا رسولانی از شما به سوی شما نیامدند که آیات
مرا برایتان بازگو می کردند و شما را از ملاقات چنین روزی بیم می دادند؟
آن ها می گویند: "بر ضد خودمان گواهی می دهیم، (آری) ما بد کردیم" و
زندگی (پر زرق و برق) دنیا آن ها را فریب داد و به زیان خود گواهی می دهند
که کافر بودند."(3)
فریفته دنیا شدن
از
دیگر ویژگی های آنان این است که دنیا آن ها را فریفته و اسیر خود کرده
است: "همان ها که دین و آیین خود را سرگرمی و بازیچه گرفتند و زندگی دنیا
آنان را مغرور ساخت. امروز ما آن ها را فراموش می کنیم، همان گونه که لقای
چنین روزی را فراموش کردند و آیات ما را انکار نمودند."(4)
دل بسته دنیا و ماندن در آن
آیه
دیگری از این صفت آنان چنین نام برده است: "و آن ها را حریص ترین مردم ـ
حتی حریص تر از مشرکان ـ بر زندگی (این دنیا و اندوختن ثروت) خواهی یافت
(تا آنجا) که هر یک از آن ها آرزو دارد هزار سال عمر به او داده شود؛
درحالی که این عمر طولانی او را از کیفر (الهی) باز نخواهد داشت و خداوند
به اعمال آن ها بیناست."(5)
سیره رفتاری اسیران دنیا در دوران غیبت
سستی و تنبلی
نیم
نگاهی به این آیه شریفه که می فرماید: "ای کسانی که ایمان آورده اید، چرا
هنگامی که به شما گفته می شود: "به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید" بر
زمین سنگینی می کنید (و سستی به خرج می دهید)؟ آیا به زندگی دنیا به جای
آخرت راضی شده اید؟ با اینکه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندکی
نیست"(6) بیانگر آن است که این افراد در امور معنوی و تکالیف خود سست و کسل
اند؛ زیرا تمام همت و عشق شان رسیدن بیشتر به دنیاست.
تمسخر مؤمنین
این
افراد که خود را برتر از دیگران و به خصوص مؤمنان می پندارند، همواره به
تمسخر آنان می پردازند. قرآن در این باره می فرماید: "زندگی دنیا برای
کافران زینت داده شده است، از این رو افراد باایمان را (که گاهی دستشان تهی
است) مسخره می کنند، درحالی که پرهیزگاران در قیامت، بالاتر از آنان
هستند (چرا که ارزش های حقیقی در آنجا آشکار می شود و صورت عینی به خود
می گیرد) و خداوند هرکس را بخواهد، بدون حساب روزی می دهد."(7)
رویگردانی از راه خدا و تحریف
از
آنجا که افق دید دلبستگان دنیا تنها همین دنیای فانی را می بیند، می کوشند
که دیگران را نیز با خود همسو کنند و آن ها را از انجام تکالیف خود باز
دارند تا بیشتر از دنیا بهره گیرند یا آنان را بیشتر استثمار کنند. قرآن در
توصیف آنان می فرماید: "همان ها که زندگی دنیا را بر آخرت ترجیح می دهند و
(مردم را) از راه خدا باز می دارند و می خواهند راه حق را منحرف سازند،
آن ها در گمراهی دوری هستند."(8)
متظاهر به انتظار امام
امام
صادق(ع) در سخنی حال و روز این افراد متظاهر کوفی صفت را این گونه بیان می
کند: "مردم درباره ما سه گروهند: گروهی ما را دوست دارند، سخن ما را می
گویند و منتظر فرج ما هستند، ولی عمل ما را انجام نمی دهند؛ اینان اهل
دوزخند. گروه دوم نیز ما را دوست دارند، سخن ما را می گویند، منتظر فرج
ما هم هستند، عمل ما را انجام می دهند، اما برای رسیدن به دنیا و دریدن
مردمان. اینان نیز جایگاهشان دوزخ است و گروه سوم ما را دوست دارند، سخن ما
را گفته، منتظر فرج ما هستند و عمل میکنند (برای خدا) اینان از ما و ما
از آنانیم."(9)
از دیگر صفات و ویژگی های آنان می توان به مواردی
همچون عدم یاری راه حق، عدم ادای حقوق الهی چون زکات و خمس، عدم زمینه سازی
همراهی و یاری بیشتر افراد به خاطر ثروت اندوزی شان، عدم اطاعت و همراهی و
گاه نفرت از نواب عام امام نیز همراهی با دشمنان دین و ولایت نام برد. ای
کسانی که ایمان آورده اید، چرا هنگامی که به شما گفته می شود: "به سوی
جهاد در راه خدا حرکت کنید" بر زمین سنگینی می کنید (و سستی به خرج می
دهید)؟ آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده اید؟ با اینکه متاع زندگی
دنیا در برابر آخرت، جز اندکی نیست.
شیوه مبارزاتی در دوران ظهور
پذیرفتن دیگران به جای ائمه(ع)
امام
حسن مجتبی(ع) در پاسخ حسن بصری که در نامه ای به حضرت از حیرت و سردرگمی
امت نوشته و از حضرت خواسته بود به او آنچه از خدا آموخته، بیاموزد؛ نوشت:
"بله چنان که نوشتی ما اهل بیتیم. نزد خدا و پیامبر(ص)، اما پیش تو و
اصحابت. اگر چنان که گفتی بود، دیگران را بر ما مقدم نمی داشتید. به جانم
سوگند خداوند شما را در قرآن چنین مثال زده: "أَ تَسْتَبْدِلُونَ الَّذِی
هُوَ أَدْنی بِالَّذِی هُوَ خَیْرٌ" ؛ "این درباره شما و اصحاب توست".(10)
انکار ولایت
امام
باقر(ع) در تفسیر آیه شریفه "فَالْیَوْمَ نَنْساهُمْ کَما نَسُوا لِقاءَ
یَوْمِهِمْ هذا وَ ما کانُوا بِآیاتِنا یَجْحَدُونَ"؛ "امروز ما آن ها را
فراموش می کنیم، همان گونه که لقای چنین روزی را فراموش کردند و آیات ما
را انکار نمودند"(11) به شیوه مبارزاتی این افراد اشاره کرده و به جابر
فرمود: "قسم به خدا آیات ما را انکار کردند. ای جابر! چه می گویی درباره
آنانی که سنت و راه ما را نابود کرده و دشمنان ما را اطاعت نموده و حرمت ما
را هتک کردند. به ما ظلم روا داشته و حق ما را غصب نمودند. سنت و روش
ظالمان را به پا داشته و راه و مسیر فاسقان را پیمودند."(12)
رویارویی و مبارزه با امام
در
احادیث کربلا افرادی چون شبث بن ربعی، حماد بن ابجر، یزید بن حارث، قیس بن
الاشعث، عمرو بن حجاج زیدی و ... تمام گفته ها و نوشته های خود برای امام
و عهد و سوگندها را فراموش کرده و در مقابل سخن و احتجاج امام حسین علیه
السلام نامه را انکار کردند. اینان به خیال پست و مقام و مسئولیت آمده
بودند؛ بنابراین به خیل نامه نگاران پیوستند و روزی با آمدن ابن زیاد، از
این فرقه برون آمده و خرقه و لباس جنگ با امام حسین(ع) را به تن کردند.
اینان بندگان دنیا بودند و هر کس که ذره ای از آن را داشت یا به آن ها
وعدة آن را می داد، بندگی می نمودند.
یاری نکردن و سستی در کارها
خداوند
در قرآن می فرماید: "یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ما لَکُمْ إِذا قیلَ
لَکُمُ انْفِرُوا فی سَبیلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَی الْأَرْضِ أَ
رَضیتُمْ بِالْحَیاةِ الدُّنْیا مِنَ الْآخِرَةِ فَما مَتاعُ الْحَیاةِ
الدُّنْیا فِی الْآخِرَةِ إِلاَّ قَلیلٌ"؛ "ای کسانی که ایمان آورده اید،
چرا هنگامی که به شما گفته می شود: "به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید" بر
زمین سنگینی می کنید (و سستی به خرج می دهید)؟ آیا به زندگی دنیا به جای
آخرت راضی شده اید؟ با اینکه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت، جز اندکی
نیست."(13)
پی نوشت:
1. بحارالانوار، ج97، ص336.
2. نحل، 107.
3. انعام،130.
4. اعراف، 51.
5. بقره، 96.
6. توبه، 38.
7. بقره، 212.
8. ابراهیم، 3.
9. تحفالعقول، ص513.
10. بحارالأنوار، ج10، ص136 .
11. اعراف، 51.
12. بحارالأنوار، ج26، ص12 .
13. توبه، 38.
+ نوشته شده در92/02/25ساعت 9:13توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی
|
وقتی وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه جلوه میکند، ندائی که طنین
انداخت و ندائی که از آن حضرت به گوش عالمیان میرسد، این است:
اُذَکِّرُکُمُ اللهْ أیُّهَا النّاسْ وَ مُقامَکُمْ بِینَ یَدَی رَبَّکُمْ .
. .
از وجود مبارک امام باقر(ع) رسیده است: وقتی ولی عصر أرواحنا فداه ظهور
میکند که ذات أقدس إله لطفی نسبت به امت انسانی و اسلامی داشته باشد، و
دست مرحمت إله بر بالای سر امت اسلامی کشیده بشود، که عقل اینها و اندیشه
اینها کامل باشد؛ اینها اندیشوران فرزانه خواهند بود، و خردمندان مُتبحّر و
حکیم. آنچه که در جامعه اسلامی میگذرد و حکومت میکند، "فرهنگ دینی" است.
با این رشد مردم شرایط علمی ظهور حضرت را فراهم کردهاند. طبق این روایتی
که از امام باقر(ع) رسیده است؛ تا مردم عاقل نشوند، معارف دین را درست
نشناسند، و معنای امامت را درست ارزیابی نکنند، توفیق انتظار ولی عصر
أرواحنا فداه نصیب آنها نخواهد شد.
دوّمین شرط که مربوط به
مدیریت، مدبریّت، شهامت و شجاعت در اجرای احکام الهی است، بیانی است که باز
از وجود مبارک امام باقر(ع) رسیده است که یاران راستین ولی عصر و اصحاب آن
حضرت، اَجری مِنْ لِیثْ وَ اَمضَی مِنْ سِنانْ (1). یعنی از شیر شجاع تر و
از نیزه تیز ترند. نمونه اینگونه از شهامتها را در دفاع مقدّس 8 ساله،
مردم ایران اسلامی نشان دادهاند. زن و مرد، بزرگسال، میانسال و نوسال نشان
دادند که برای حفظ دین میتوان از شیر با شجاعتتر بود، و از نیزه تیز تر
بود، و هرگونه خطری را با جان خرید! پس اگر از نظر رشد فرهنگی به آن نِصاب
راه یافتند، و از نظر شهامت و شجاعت به این نِصاب بار یافتند؛ آنگاه شرایط
ظهور را تحصیل کردهاند.
طنین دعوت مردم به مبدأ و معاد
وقتی وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه جلوه میکند، ندائی که طنین انداخت و ندائی که از آن حضرت به گوش عالمیان میرسد، این است: اُذَکِّرُکُمُ اللهْ أیُّهَا النّاسْ وَ مُقامَکُمْ بِینَ یَدَی رَبَّکُمْ (2).
اوّلین حرف این است: مردم! من شما را به مبدأ و معاد که هُوَ الأوَّلُ وَ
الآخِر(3) است، متذکّر میکنم. شما به یاد بیاورید خدا را که مبدأ آفرینش
شماست، و به یاد بیاورید لحظهای که در حضور خدا حاضر میشوید برای پاسخ
دادن به سئوالات الهی؛ که در برابر دستورات او چه کردهاید. اگر کسی
مبدأ را متذکّر بود، و معاد را متذکّر بود؛ مشکل اخلاقی، حقوقی، فقهی و
مانند آن نخواهد داشت. منشأ همه تیرگیها و تبهکاریهای ما غفلت از مبدأ و
معاد است. لذا وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه وقتی ظهور کرد، اوّلین سخنش
این است: مردم! به یاد روز حساب باشید. اگر کسی بداند تمام کارها تحت حساب
است، و در برابر هر فکر و اندیشهای که دارد باید پاسخگو باشد؛ در برابر
هر قیام، رفتار، گفتار و نوشتاری که ارائه کرده است، باید پاسخگو باشد؛
چنین انسانی جز براساس آیه سوره اسراء حرکت نمیکند که: "رَبِّ اَدخِلْنِی
مُدخَلَ صِدقْ وَ اَخرِجنِی مُخرَجَ صِدقْ" (4). هر کاری که میخواهد وارد
شود به نام و یاد خدا، از آن کار بیرون بیاید به نام و یاد خدا.
پی نوشت:
گزیدهای
از پیام گفتاری آیت الله جوادی آملی به بیست و ششمین سمینار سراسری فرهنگی
اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا
+ نوشته شده در92/02/24ساعت 7:50توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی
|
امام باقر(ع) فرمود: پدرم و مادرم فدای وجود گرانمایه او باد که همنام
و هم کنیه من است و هفتمین امام پس از من. پدرم فدای کسی باد که زمین را
لبریز از عدل و داد می کند.
ابوحمزه ثمالی آورده است که در یکی از روزها در محضر درس امام محمدباقر(ع)
بودم، هنگامی که حاضران رفتند، امام باقر(ع) فرمود: اباحمزه! از رخدادهایی
که خداوند آن را قطعی ساخته است، قیام قائم ماست. هرکس در آنچه می گویم
تردید کند، با حال کفر به خدا، او را ملاقات خواهد کرد. آن گاه فرمود: پدرم
و مادرم فدای وجود گرانمایه او باد که همنام و هم کنیه من است و هفتمین
امام پس از من. پدرم فدای کسی باد که زمین را لبریز از عدل و دادمی کند،
همان گونه که به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است.
یا
اباحمزه! هرکس سعادت دیدار او را داشت و همان گونه که به پیامبر(ص) و
علی(ع) سلام و درودمی گوید، بر آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او شد، بهشت
بر او واجب می شود و هرکس به آن وجودگرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر
او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جای خواهد داد و چه بدجایی است،
جایگاه ستمکاران!(1)
همچنین بانوی دانش پژوهی که به (ام
هانی) شهرت داشت، آورده است که بامدادی بر حضرت باقر(ع) وارد شدم و گفتم:
سرورم! آیه ای از قرآن شریف، ذهن و فکرم را به خود مشغول داشته و خوابم را
ربوده است.
حضرت فرمود: کدام آیه ام هانی؟ بپرس!
گفتم: این آیه شریفه که می فرماید: فلا اقسم بالخنس ×الجوار الکنس(2)
حضرت
فرمود: به! به! چه مسئله خوبی پرسیدی، این مولود گرانمایه ای است در
آخرالزمان. او مهدی(عج) این عترت پاک است. مهدی خاندان وحی و رسالت، برای
او غیبت و حیرتی است که گروهی در آن گمراه می شوند و گروه هایی راه حق و
هدایت را می یابند. خوشا به حالت اگر او و زمان او را درک کنی ... و خوشا
به حال آنان که او را درک خواهند کرد).(3)
پی نوشت ها:
1) بحارالانوار، ج 24، ص 241.
2) سوره تکویر، آیه 16 و 17.
3) اکمال الدین، شیخ صدوق، ج 1، ص 330 و بحارالانوار، ج 51، ص 137.
+ نوشته شده در92/02/23ساعت 17:50توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی
|
دبیر نهمین همایش بین المللی دکترین مهدویت از برگزاری نهمین همایش
بین المللی دکترین مهدویت با موضوع 'تربیت زمینه ساز و راهبردها و
راهکارهای آن'، دوم و سوم تیرماه در تهران خبر داد.
به
گزارش خبرگزاری شبستان از قم، حجت الاسلام سیدمسعود پورسیدآقایی پیش از
ظهر امروز(22 اردیبهشت) در نشستی خبری اظهار داشت: نهمین همایش بین المللی
دکترین مهدویت با هدف تولید علم و بررسی مباحث جدید مطرح شده در زمینه
مهدویت و موعود، با حضور اندیشمندان داخلی و خارجی دوم و سوم تیرماه سال
جاری در سالن همایش های صدا و سیمای تهران برگزار می شود.
ارسال بیش 100 مقاله داخلی و خارجی به دبیر خانه نهمین همایش بین المللی دکترین مهدویت
حجت
الاسلام پورسیدآقایی تصریح کرد: تا کنون 83 مقاله خارجی از 30 کشور و 30
مقاله داخلی به دبیر خانه نهمین همایش بین المللی دکترین مهدویت ارسال شده
است.
وی با بیان این که پیش بینی می شود
تا پایان موعد مقرر 200 مقاله دیگر به دبیرخانه همایش ارسال شود خاطرنشان
کرد: از این 83 مقاله خارجی ارسالی 68 عنوان متعلق به بردران و 15 عنوان آن
از سوی خواهران با تحصیلات سطوح عالی حوزه ارسال شده است.
محدودیتی برای تعداد برگزیدگان وجود ندارد
حجت
الاسلام پور سید آقایی بیان داشت: در این همایش هر تعداد مقاله که ارزنده و
فاخر باشد برگزیده می شود و محدودیتی برای تعداد برگزیدگان وجود ندارد.
وی
با اشاره به این که مهلت ارسال مقالات فقط تا یکم خرداد سال جاری است،
یادآور شد: مقالات ارسالی باید به سه محور زمینه سازی تربیت و راهبردها و
راهکارهای آن نزدیک باشد تا به تایید کمیته علمی ارزیابی رسیده و پذیرفته
شود.
تربیت زمینه ساز، همان تربیت اسلامی است
دبیرنهمین
همایش بین المللی دکترین مهدویت با بیان این که تربیت زمینه ساز درحقیقت
همان تربیت اسلامی است، عنوان داشت: تربیت زمینه ساز تربیتی است که شرایط
لازم برای پذیرش ولایت و حاکمیت حضرت صاحب الامر(عج) را در فرد و جامعه
فراهم کند.
یک نهاد هنری مستقل نداریم که در زمینه مهدویت کار کند
وی
ابراز داشت: با توجه به تاثیرگذاری هنر در وجوه مختلف متاسفانه یک نهاد
هنری مستقل برای ترویج آموزه های مهدویت وجود ندارد و در زمینه کمبودهای
زیادی احساس می شود.
حجت الاسلام پور
سید آقایی یادآور شد: وزارت امور خارجه، وزارت آموزش و پرورش، مرکز مدیریت
حوزه علمیه قم، جامعه المصطفی العالمیه، سازمان صدا و سیما، دانشگاه امام
صادق(ع)، دانشگاه عالی دفاع ملی، دانشگاه شهید بهشتی، دانشگاه علامه
طباطبایی، سازمان اوقاف و امور خیریه، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی و مجمع
جهانی اهل بیت(ع) از جمله نهادهایی هستند که در برگزاری این همایش مشارکت
دارند.
خاطرنشان می شود آیات عظام
جوادی آملی و مهدوی کنی، علی لاریجانی، غلامعلی حداد عادل، سرهنگ فیروز
آبادی، سردار احمدی مقدم و حجت الاسلام ابوترابی فرد از سخنران مراسم
افتتاحیه و اختتامیه این همایش هستند.
+ نوشته شده در92/02/23ساعت 17:49توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی
|
ا
نجف و کربلا میزبان کنگره امام مهدی(عج) و آینده جهان
ا
مدیر پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی آخرین وضعیت کنگره امام مهدی(عج) و
آینده جهان را تشریح کرد و گفت: بیش از ۲۰۰ مقاله به دبیرخانه ارسال شده
است که از این تعداد ۱۱ مقاله منتخب در کمیسیون های تخصصی ارائه می شود.
به
گزارش خبرگزاری شبستان، حجت الاسلام ربانی، مدیر پژوهشکده مهدویت و آینده
پژوهی در بیان اهداف کنگره امام مهدی(عج) و آینده جهان گفت: یکی از اهداف
این کنگره استفاده از ظرفیت های حوزه های علمیه قم و نجف است. این مسئله
برای ما مهم است که بتوانیم از قدرت و توان این دو مجموعه استفاده کنیم.
حوزه علمیه قم از لحاظ علمی و عوامل انسانی متخصص و متعهد دارای ویژگی های
منحصر به فرد است، به گونه ای که از لحاظ پیشتازی در تولید دانش دینی و
اعتلای معارف در جهان اسلام حرف اول را می زند و در میان تمام مذاهب و
مجامعی که در جهان اسلام است هیچ مجمع علمی را نمی توان مانند حوزه علمیه
قم پیدا کرد. حوزه علمیه نجف نیز دارای پیشینه کهن و جایگاه بلندی در میان
حوزه های علمیه است و ارتباط این حوزه با جهان عرب نیز از ویژگی های مهمی
است که جایگاه حوزه نجف را پر اهمیت تر می کند.
عضو هیئت علمی
پژوهشگاه ادامه داد: این کنگره بحمدالله مورد استقبال بزرگان و اندیشمندان
شیعه و اهل سنت قرار گرفته و مراکز مهم حوزوی ایران و عراق و همچین مراکز
دانشگاهی و پژوهشی نیز در این قضیه حضور پیدا کردند.
وی اضافه کرد:
ان شاالله کنگره 10، 11 و 12 رجب مصادف با 31 اردیبهشت و یکم و دوم خرداد
برگزار می شود و طبق برنامه ریزی انجام شده در این کنگره شخصیت هایی از
ایران و عراق سخنرانی خواهند داشت.
این پژوهشگر حوزه مهدویت افزود:
تاکنون بیش از 200 مقاله به دبیرخانه این کنگره ارسال شده که از این تعداد
11 مقاله منتخب در همایش و کمیسیون های تخصصی ارائه می شود.
وی در
مورد محل برگزاری همایش نیز اظهارداشت: دو روز نخست این همایش در نجف و
دانشگاه کوفه برگزار می شود و یک روز نیز میهمان کربلا و دانشگاه کربلا
هستیم.
وی ادامه داد: پیام مهم این کنگره ایجاد ارتباط کارهای پژوهشی
خصوصا در حوزه مهدویت پژوهی با مراکز حوزوی است، به اعتقاد ما هر حرکت
مهدوی هرقدر هم صادقانه باشد، بدون ارتباط و اتصال با حوزه های علمیه و
مراجع یا حرکتی آسیب پذیر است و یا اینکه حتما آن حرکت انحرافی و غلط است.
به این ترتیب می توانیم این را شعار قرار دهیم که عروة الوثقی هر فعالیت
مهدوی ارتباط با حوزه های علمیه و مراجع عالی قدر است. و هر حرکت مهدوی با
مراجع زاویه پیدا کند یا از ابتدا حرکت انحرافی است و یا در ادامه دچار
آسیب و انحراف می شود.
بنابرگزارش پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و
فرهنگ اسلامی، وی افزود: برای این کنگره هیئتی از شخصیت های برجسته حوزوی
کشورمان حضور پیدا می کنند که جا دارد همین جا از دفتر تبلیغات اسلامی،
معاونت آموزش و پژوهشی پژوهشگاه و دانشگاه باقرالعلوم تشکر کنیم که هم در
این کنگره حضور فعال داشتند و هم مقالات ارائه شده این مراکز حائر رتبه های
برتر شد.
+ نوشته شده در92/02/23ساعت 17:47توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی
|
بهترین کار برای به هلاکت نیفتادن در آخرالزمان، دعای فرج امام زمان(عج) است البته دعای فرجی که در همه اعمال ما اثر بگذارد.
خبرگزاری شبستان: در
مورد دعای فرج و قرائت این دعا از آیت الله بهجت(ره) پرسیده شد؛ دعای فرج
بحمدالله در بین شیعیان زیاد خوانده می شود اگر امکان دارد در مورد قرائت
دعای فرج بیشتر توضیح دهید؟ بهترین کارها در آخرالزمان چیست؟ و اینکه چگونه باید دعای فرج را خواند؟ مرحوم آیت الله بهجت به این پرسش ها پاسخ داده اند. ایشان
در پاسخ فرمودند: "بهترین کار برای به هلاکت نیفتادن در آخرالزمان، دعای
فرج امام زمان(عج) است البته دعای فرجی که در همه اعمال ما اثر بگذارد."
باز
در مورد دعای فرج و قرائت این دعا از ایشان پرسیده شد؛ دعای فرج بحمدالله
در بین شیعیان زیاد خوانده می شود اگر امکان دارد در مورد قرائت دعای فرج
بیشتر توضیح دهید؟
آیت الله بهجت(ره) در پاسخ به این پرسش فرمودند:
"خدا می داند تعداد این دعاها باید چقدر باشد تا مصلحت ظهور فراهم آید!
قطعا اگر کسانی در دعا جدی و راستگو باشند… مبصراتی خواهند داشت و قطعا مثل
ما چشم بسته نیستند. باید دعا را با شرایط آن دعا کرد و توبه از گناهان
ازجمله شرایط دعا است، چنان که فرموده اند: "دعاءُ التائب مستجابٌ" یعنی
دعای شخصی که توبه کند، مستجاب می شود."
+ نوشته شده در92/02/08ساعت 17:22توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی
|
خداوند متعال میفرماید: خدا بر زنده کردن مردگان توانایی دارد،
بنابراین رجعت هم نوعی زنده کردن مردگان است، به این بیان که اگر تمام
مردگان زنده شوند، قیامت نامیده میشود و اگر برخی زنده شوند، رجعت نام
دارد.
خبرگزاری شبستان:
معارف عمیق مهدویت ضامن سلامت و سعادت جامعه و فرد فرد انسانهاست، اعتقاد
به بشارتهای پیامبران گذشته و ائمه دین(ع) افراد با انگیزه و پرتوانی را
در جامعه میتواند پرورش دهد، باور به حضور امامی ناظر بر اعمال، از جنبه
فردی موجب پاک نگاه داشتن روح و پیراستن اعمال از زشتیهاست و از جنبه
اجتماعی باعث همدلی مؤمنان و ایستادگی در برابر ظالمان میشود، کارکرد وسیع
و عمیق آموزههای مهدوی، جذابیت خاص موضوع را نشان میدهد، به همین دلیل،
قشرهای مختلف جامعه پرسشهای بسیاری در این موضوع دارند که لزوم پاسخگویی
صحیح به آنها از راهی مطمئن بر کسی پوشیده نیست.
پژوهشکده مهدویت در کتاب "مهدویت، پرسشها و پاسخها" به برخی از شبهات این گونه پاسخ میدهد:
چه آیاتی از قرآن رجعت را ثابت می کند؟ ـ بیش از 70 آیه بر رجعت دلالت دارند؛ به 3 دسته از آنان اشاره میشود: دسته اول: توانایی خدا بر زنده کردن مردگان "قَالَ
مَنْ یُحْیِی الْعِظَامَ وَهِیَ رَمِیمٌ،قُلْ یُحْیِیهَا الَّذِی
أَنْشَأَهَا أَوَّلَ مَرَّةٍ وَهُوَ بِکُلِّ خَلْقٍ عَلِیمٌ"؛ گفت: چه کسی
استخوانها را زنده میکند، در حالی که پوسیده است؟ بگو: آنها را زنده
میکند، کسی که بار اول آنها را آفریده است، او به تمام مخلوقات داناست. "ألَیسَ ذلِکَ بِقادرٍ علی أنْ یحْیی الْمَوْتی"؛ آیا پروردگار توانایی زنده کردن مردگان را ندارد؟ این
دو آیه شریفه در پاسخ کسانی که زنده کردن مردگان را انکار میکنند،
میفرماید: خدا بر زنده کردن مردگان توانایی دارد، رجعت هم نوعی زنده کردن
مردگان است؛ به این بیان که اگر تمام مردگان زنده شوند، قیامت نامیده
میشود و اگر برخی از آنان زنده شوند، رجعت نام دارد.
دسته دوم: وقوع رجعت در امتهای پیشین 1. زنده شدن هزاران نفر "أَلَمْ
تَرَ إِلَی الَّذِینَ خَرَجُواْ مِن دِیَارِهِمْ وَهُمْ أُلُوفٌ حَذَرَ
الْمَوْتِ فَقَالَ لَهُمُ اللّهُ مُوتُواْ ثُمَّ أَحْیَاهُمْ..."؛ آیا از
(حال) کسانی که از ترس مرگ از دیار خود بیرون رفتند و هزاران تن بودند، خبر
نیافتی؟ خدا به آنان گفت: بمیرید(همه مردند) آنگاه آنان را زنده کرد... .
گروهی هزار نفری برای فرار از مرگ از شهر خود بیرون رفتند؛ چون در شهر
بیماری طاعون فراگیر شده بود، به شهر ویرانهای رسیدند، در آن ساکن شدند،
حقتعالی فرمان داد همه بمیرند، همه مردند... . سالیانی که از این ماجرا
گذشت، روزی حزقیل نبی از آنجا میگذشت، از خدا درخواست کرد تا آنان را زنده
کند، خدا آنان را زنده کرد و طبق روایتی از امام باقر(ع) زندگی جدیدی از
سر گرفتند و سالیانی زنده ماندند و در پایان به مرگ طبیعی در گذشتند.
2. زنده شدن 70 نفر از یاران حضرت موسی(ع) "وَ
إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ
جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ، ثُمَّ
بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ"؛ و چون
گفتید: "ای موسی، تا خدا را آشکارا نبینیم، هرگز به تو ایمان نخواهیم
آورد"، پس در حالی که مینگریستند، صاعقه شما را فرا گرفت، سپس شما را پس
از مرگتان برانگیختیم؛ باشد که شکرگزاری کنید. در روایتی از امام
رضا(ع) میخوانیم: تعدادی از قوم موسی- که براساس برخی روایتها 70 نفر
بودند ـ به او گفتند تا خدا را نبینیم ایمان نمیآوریم، خدا صاعقهای
فرستاد و همه مردند؛ موسی(ع) عرض کرد: خدایا اگر قوم، مرا متهم کنند که تو
چون به دروغ ادعای پیامبری کردی، آنان را به کشتن دادی، چه بگویم؟ خدا آنان
را زنده کرد و همراه موسی به میان قومش فرستاد. تمامی مفسران و بسیاری از مفسران اهل سنت این آیه را به رجعت تفسیر کردهاند.
یا چون آن کسی
که به شهری که بامهایش فرو ریخته بود عبور کرد (و با خود) گفت: چگونه خدا
این مردگان را زنده میکند؟ پس خدا او را صد سال میراند، آنگاه، او را
برانگیخت و گفت: چقدر درنگ کردی؟ گفت: یک روز یا پارهای از روز، گفت: بلکه
صد سال درنگ کردی، به خوراک و نوشیدنی خود بنگر تغییری نکرده است و به
چارپای خود نگاه کن (که چگونه متلاشی شده است، این ماجرا) نشانهای (از
قدرت خدا) برای مردم است، به استخوانها بنگر چگونه آنها را به هم پیوند
میدهیم و گوشت بر آن میپوشانیم، پس هنگامی که (چگونگی زنده شدن مردگان)
برای او آشکار شد، گفت: (اکنون) میدانم خدا بر هر چیزی تواناست.
داستان
از این قرار است که پیامبری به نام عزیز یا ارمیا، روزی از کنار دهکده
خرابهای میگذشت که اهل آن نابود شده بودند، زیر سایه درختی برای استراحت
توقف کرد و چارپایش را زیر سایه درخت بست، مقداری میوه (انجیر و خرما) چید،
در این هنگام، برایش این پرسش پیش آمد که خدا اینان را چگونه زنده
میگرداند؟ خدا او را صد سال میراند و دگرباره زنده ساخت، عبارت «اماته»،
از ماده موت به معنای مرگ است، از این رو تفسیر آیه به نوعی خواب عمیق و
مقایسه کردن با خواب اصحاب کهف نادرست است؛ زیرا در مورد اصحاب کهف عبارت
اماته و احیاء نیامده است.
بسیاری از مفسران این آیه را به معنای
زنده کردن مردگان گرفتهاند، برخی از آیات دیگر هم مانند زنده شدن مردگان
توسط حضرت عیسی(ع) و زنده شدن کشته بنی اسرائیل بر رجعت دلالت دارند که
برای اختصار بیان نمیکنیم.
دسته سوم: رجعت در امت اسلامی "وَیَوْمَ
نَحْشُرُ مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا مِّمَّن یُکَذِّبُ بِآیَاتِنَا فَهُمْ
یُوزَعُونَ"؛ روزی(فرا خواهد رسید) که از هر امتی، گروهی را از کسانی که
آیات ما را تکذیب میکردند، محشور میکنیم و آنها را نگه میداریم تا به
یکدیگر ملحق شوند. "حشر" در آیه نظر عقلی از سه صورت خارج نیست، حشر
پیش از قیامت، حشر در قیامت و حشر پس از قیامت، صورت دوم باطل است؛ زیرا در
قیامت، طبق آیه "وَیَوْمَ نُسَیِّرُ الْجِبَالَ وَتَرَى الْأَرْضَ
بَارِزَةً وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا"؛ ... آنان
را محشور میکنیم و احدی را نمیگذاریم، خداوند تمام مردم را محشور میکند،
اما آیه مورد استدلال در رجعت عبارت "مِن کُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا" دارد
"من" در اصطلاح علم ادبیات به معنای تبعیض است؛ یعنی برخی از مردم محشور
میشوند، نه همه.
صورت سوم نیز باطل است؛ زیرا پس از قیامت دیگر حشری
نیست و همه قبلاً محشور شدهاند، فقط صورت اول میماند که همان حشر برخی
از مردم (رجعت) است، بسیاری از مفسران، برای اثبات رجعت، به این آیه
استدلال کردهاند و روایات اهلبیت(ع) نیز به این مطلب تصریح میکند.
مفسران
براساس برخی روایات به آیات دیگری برای اثبات رجعت در امت اسلامی و
آخرالزمان استدلال کردهاند و ما به خاطر رعایت اختصار از بیان آنها
صرفنظر میکنیم. آیات دسته دوم به ضمیمه روایاتی که تصریح دارد هر
اتفاقی که بر بنی اسرائیل رخ داد، برای شما هم اتفاق میافتد، اثبات
میکند رجعت همانطور که برای امتهای پیشین بوده، برای امت اسلامی هم
اتفاق خواهد افتاد.
اولین رجعت کننده از امامان کیست؟ در
روایات متعددی امام حسین(ع) به عنوان اولین رجعت کننده از بین امامان
معرفی شده است، اولین رجعت امام حسین(ع)، همزمان با قیام امام زمان(عج) است
و سپس از دنیا میرود و دومین رجعت او در اواخر عمر امام مهدی(عج) است.
+ نوشته شده در92/02/05ساعت 1:48توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی
|
اصل ایده غیبت در مورد امام مهدی(عج) و اعتقاد به امام غایب از
اعتقادات مسلم و از ضروریات مذهب امامیه بهحساب میآید چنانچه روایات
منقول از رسول اکرم(ص) و ائمه(ع) بر آن تأکید داشته و دلیل بر این
مطلباند.
خبرگزاری شبستان:
یادداشت ذیل نخستین شماره از مجموعه یادداشتهایی پیرامون "غیبت و ملاقات"
به قلم حجت الاسلام ملکی راد، عضو هیئت علمی پژوهشکده مهدویت است که در
ادامه می خوانیم.
یادداشت نخست: بیان شبهه:
گفته
میشود غیبت و ملاقات با هم جمع نمیشوند زیرا مقتضای غیبت قطع رابطه امام
با مردم و عدم امکان دسترسی مردم با امام است در حالیکه متقضای ملاقات
امکان دسترسی مردم با امام میباشد
این شبهه به شکل دیگری نیز مطرح
شده است که مرحوم شیخ مفید آن را از قول مستشکل چنین نقل میکند: از دیدگاه
امامیه غیبت با عنایت الهی بوده بنابراین لطف است پس به منظور تحقق چنین
لطفی باید باب ملاقات و مشاهده مسدود باشد و از طرفی اگر کسی ادعای ملاقات
داشته باشد و مدعی شود که دستورات دینی را از امام میگیرد این امر با لطف
بودن غیبت تهافت داشته و با آن ناسازگار خواهد بود.[1]
نقد و بررسی شبهه مذکور:
بهمنظور نقد و بررسی شبهه مذکور لازم است به نکاتی چند توجه نمود:
الف) مفهوم غیبت و انواع آن:
اعتقاد
به امام مهدی(عج) از همان صدر اول اسلام مورد توجه بوده و از سوی رسول
گرامی اسلام(ص) و ائمه اهل البیت(ع) همواره مورد تأکید قرار گرفته و شاهدش
روایات بسیاری است که از رسول اکرم(ص) در این زمینه وارد شده است این دسته
از روایات از نظر کثرت و فراوانی در حدی است که میتوان گفت در حد
تواتراند بهطوری که همه مسلمین اعم از شیعه و اهل سنت به اصل و اساس این
اندیشه اعتقاد داشته گرچه در کیفیت با همدیگر اختلافاتی دارند از جمله
اختلافات بین شیعه و مشهور علمای اهل سنت در موضوع مهدویت، به مسألة غیبت
امام مهدی(عج) بر میشود.
از دیدگاه امامیه، امام مهدی(عج) فرزند
بلافصل امام عسکری(ع) بوده که در سال 255ق متولد شده و پنهان زیستی و غیبت
آنحضرت از همان سال و یا پس از شهادت امام عسکری(ع) در سال 260ق آغاز
گردیده است.
پدیده غیبت از واقعیتهای تاریخی است که از زمان پیامبر
اسلام(ص) در جامعه اسلامی مطرح شده و آنحضرت از وقوع غیبت امام مهدی(عج)
خبر دادهاند، در روایات بسیاری که از رسول اکرم(ص) در این زمینه نقل شده
مردم را به دو نکته توجه داده است:
1-گفته شده حضرت مهدی(عج) فردی
است که خداوند به دست او عدل و داد را بر جهان حاکم کرده و ظلم و بیداد و
ستم را به وسیله او از بین خواهد بود.
2- همچنین از پدیده غیبت آنحضرت خبر داده شده و گفته شده امام مهدی(عج) غیبت خواهد نمود برای نمونه به دو مورد اشاره میشود.
الف)
از رسول خدا(ص) نقل شده است که فرمود: مهدی(عج) از فرزندان من است هم نام و
هم کینة من است و شبیهترین مردم از جهت خلقت ظاهری و از جهت خلق و خوی به
من میباشد برای او غیبتی است که در آن پای بسیاری از مردم از دینشان
خواهد لغزید(کنایه از انحراف مردم از دین) در این زمان او مانند نوری نافذ و
درخشان از راه میرسد و زمین را پس از پرشدن از ظلم و جور پر از عدل و داد
میکند[2].
ب) رسول خدا(ص) فرمود: علی بن ابیطالب بعد از من جانشین
و امام امتم خواهد بود و از فرزندان ایشان قائم منتظر است که خداوند
بوسیلة او زمین را بعد از فراگیری ظلم و جور پر از عدل و داد خواهد نمود به
خدایی که من را بر حق مبعوث نمود، معتقدین به او و ثابت قدمان در راه او
در زمان غیبتاش، از کبریت احمر کمیابتر خواهند بود در این هنگام جابربن
عبدالله انصاری از جایش برخواست و از آنحضرت پرسید: ای رسول خدا آیا قائم
از فرزندان شما غیبت خواهد نمود؟ در جواب فرمود بله به خدا قسم چنین خواهد
بود[3].
بعد از رسول خدا(ص)، ائمه(ع) هریک با توجه به شرایط و
اقتضاء زمانی، موضوع غیبت امام دوازدهم را مطرح کرده و بر آن تأکید
نمودهاند و در این زمینه روایات بسیاری از آنان نقل شده است چنانچه مرحوم
صدوق(ره) در کتاب "کمال الدین و تمام النعمة" به تفصیل روایات هر یک از
معصومین را جداگانه ذکر کرده است.
فراوانی این روایات بهگونهای است
که مسألة غیبت را برای مردم مسلمان به باوری قطعی و مسلم تبدیل کرده بود
که در تحقق و وقوع آن شک و تردیدی بخود راه نمیدادند خصوصاً روایاتی که از
امام جواد(ع) و امام هادی(ع) و امام عسکری(ع) در این زمینه نقل شده از
تصریح بیشتری برخوردار است. و هرچه به زمان ولادت حضرت مهدی(عج) نزدیکتر
میشویم اهتمام بیشتری نسبت به آنحضرت صورت گرفته است.
امام
عسکری(ع) در دیدارها و گفت و گوهای خود با اصحاب و یارانش بر این نکته
تأکید میکرد که آن حضرت فرزندی دارد که جانشین و امام پس از وی است و او
همان مهدی موعودی است که غایب خواهد شد.
در سخنان امامان مسأله غیبت
اساساً به عنوان یک سنتالهی مطرح شده که در امتهای پیشین و انبیای گذشته و
اوصیای ایشان معمول بوده است در این بیانات بر این نکته تأکید شده که
پیامبران الهی نیز در برهههایی از دوران نبوتشان بنا به عللی از
انظارمردم و از میان جامعه غایب میشدند از جمله پیامبرانی که در این
روایات به غیبت آنها اشاره شده حضرت صالح(ع) است.
بنا به این روایات
وی در سن پیری از میان قوماش غایب شد و غیبتاش به طول انجامید به طوری که
چون به میان قوماش بازگشت او را نمیشناختند، موسی(ع) نیز مدتی از میان
قوماش غایب شد و در این مدت بنیاسرائیل در سرگردانی و حیرت بسیار بسر
میبردند چنین غیبتهایی برای حضرت یونس و یوسف و برخی دیگر از پیامبران
نیز ذکر شده است[4].
این روایات درصدد بیان این هستند که غیبت یکی از
سنتهای الهی در میان انبیاء و اوصیای ایشان بوده چنانچه در امتهای گذشته
محقق شده است بر این اساس غیبت امام مهدی(عج) به غیبت پیامبران گذشته
تشبیه شده و در راستای همان سنت الهی برشمرده شده است.
به هرحال اصل
ایده غیبت در مورد امام مهدی(عج) و اعتقاد به امام غایب از اعتقادات مسلم و
از ضروریات مذهب امامیه بهحساب میآید چنانچه روایات منقول از رسول
اکرم(ص) و ائمه(ع) بر آن تأکید داشته و دلیل بر این مطلباند و علت اینکه
عدهای به غلط ادعای غیبت رهبر و مرادشان را میکنند به خاطر وجود اعتقاد
صحیح ایدة غیبت در این زمینه است. بعد از تبیین این مطلب حال باید دید که
غیبت آنحضرت چگونه است؟
در ارتباط با چگونگی غیبت امام مهدی(عج) و تبیین روشی که خداوند برای آن حضرت در پنهان زیستی قرار داده، دو دیدگاه قابل طرح است.[5]
1.
گروهی بر این باورند که غیبت امام(ع) به صورت ناپیدایی بوده و جسم آنحضرت
از دیدهها پنهان است درحالی که او مردم را میبیند ولی مردم او را
نمیبینند و در عین حال که گاهی در یک مکان وجود دارد ولی آن مکان از او
خالی دیده میشود.
معتقدین به این رویکرد برای تأیید نظریه خویش تلاش
دارند تا از احادیث و روایات نیز بهرهگرفته و به آنها استشهاد نمایند
چنانچه ریان بن صلت از امام رضا(ع) نقل میکند که از آنحضرت درباره امام
قائم(ع) سوأل شد، امام در جواب فرمود: جسماش دیده نمیشود و به اسم خویش
نامیده نمیشود[6].
همچنین از امام صادق(ع) نقل شده که آنحضرت
فرمود: امام جسمش از شما پنهان میشود[7]. با اینگونه غیبت امام در
پناهگاهی امن به سر برده و از ظلم ستمگران در امان خواهد بود.
این
شیوه از غیبت تنها ار راه اعجاز الهی ممکن و میسور خواهد بود، یعنی در
حقیقت پیروان این نظریه باید ملتزم شوند که امام بنحو اعجاز از دیدهها
پنهان بوده و ناپیدا میباشد.
اشکال این دیدگاه آن است که قبول اعجاز
در صورتی است که امری از راههای دیگر قابل اثبات نباشد و راه منحصر در
انجام اعجاز باشد یعنی اگر تنها راه حفظ امام(ع) اختفای جسم وی از دیدة
مردم باشد در این صورت بر خداوند متعال انجام این معجزه بهمنظور تحقق هدف
مهمتر لازم و واجب خواهد بود در حالیکه در تبیین دیدگاه دوم گفته میشود
که راه حفظ امام(ع) منحصر در اختفای جسم او از دید مردم نبوده و راه دیگری
نیز برای حفظ امام(ع) وجود دارد بنابراین روایاتی که اختفای جسم آنحضرت را
مطرح کردهاند باید تفسیر و توجیه گرداند.
2. گروهی دیگر معتقدند
غیبت امام مهدی(عج) به صورت ناشناسی است نه ناپیدایی جسم، یعنی مردم او را
میبینند ولی وی را نمیشناسند زیرا آنحضرت از همان ابتدای ولادت از
دیدهها مخفی نگهداشته شده است فقط تعداد اندکی از یاران خاص، آنحضرت را
دیده بودند و بر آنان نیز تأکید شده بود که این امر را پنهان نگه دارند
طبعاً هر چه بر زمان غیبت صغری بیشتر میگذشت افرادی که آنحضرت را در
طفولیت دیده بودند از دنیا رحلت میکردند تا اینکه بتدریج نسل آنها منقرض
گردید و فردی از آنان باقی نماند تا امام را بشناسد و به دیگران معرفی کند و
نسلهای جدید نیز از طریق ارتباط بهوسیله نواب خاص هرگز چهرة امام را
ندیدند و در نتیجه مردم بهکلی از شکل و شمایل آنحضرت بیخبر بودند
بهطوری که اگر با آنحضرت روبرو میشدند ایشان را نمیشناختند و اگر هم
کسی با وی مواجه شود او را فردی همانند سایر مردم میپندارد و بدین ترتیب
امام(ع) در هر جایی که دلخواه اوست میتواند زندگی کند بدون اینکه کسی به
شخصیت حقیقی ایشان توجهی داشته باشد بنابراین غیبت آنحضرت بهشکل ناشناسی
است نه ناپیدایی، معتقدین به این دیدگاه بر تأیید نظریه خویش به دلایلی چند
تمسک جستهاند:
الف) روایات: شیخ طوسی در کتاب الغیبة از نایب دوم
(محمد بن عثمان عمری) نقل کرده که گفت: به خدا قسم صاحب این امر هر سال در
موسم حج حضور دارد، مردم را می بیند و میشناسد ولی مردم او را میبینند و
نمیشناسند.[8]
همچنین روایاتی که بر عدم جواز تسمیه آنحضرت دلالت
دارند نیز بر این امر دلیل و شاهدند زیرا اگر منظور از غیبت ناپیدایی باشد
در اینصورت از نام بردن اسم آنحضرت، خطری وجود ایشان را تهدید نخواهد کرد
بر خلاف اینکه اگر منظور از غیبت ناشناسی باشد که در این صورت بردن اسم
آنحضرت موجب افزایش خطر میگردد زیرا اگر اسم برده شود و عنوان و خصوصیات
حضرت شناخته شود دیگر امنیتی نخواهد بود و احتمال ضرر و اذیت زیاد خواهد
شد.
ب) شواهد تاریخی: ابوسهل نوبختی در ارتباط با عدم انتخاب خود به
عنوان نایب خاص و انتقال نیابت به حسین بن روح میگوید: من شخصی هستم که با
مخالفین برخورد دارم و با آنها مناظره و گفتگو میکنم و اگر جای آن حضرت
را همچون حسین بن روح بدانم و در تنگنا قرار گیرم امکان فاش کردن راز و
نشان دادن آنحضرت در من بیشتر است اما حسین بن روح چنین نیست و اگر او
امام را در زیر لباس خویش پنهان کرده باشد و خود با قیچی تکه تکه شود دامان
از روی امام بر نخواهد داشت[9]. این سخن بیانگر آن است که غیبت امام به
صورت ناشناس است نه ناپیدایی.
ج) پذیرش این دیدگاه مستلزم پذیرش
اعجاز در غیبت آنحضرت نمیشود زیرا با امکان ناشناس ماندن امام، دیگر
نیازی به ناپیدایی نیست تا گفته شود ناپیدایی ایشان از راه اعجاز صورت
میگیرد زیرا اعجاز در جایی است که برای اثبات حقانیت مطلبی تنها راه، راه
اعجاز باشد اما در این مورد حفظ وجود امام از راه دیگری غیر از ناپیدایی
ممکن است، پس نیازی به حفظ وی از راه اعجاز نمیباشد، به عبارت دیگر تمسک
به اعجاز بر خلاف اصل است و آن در صورتی است که راه اثبات امری منحصر در
اعجاز باشد در حالیکه راه حفظ وجود امام(ع) منحصر در اعجاز(ناپیدایی) نیست
بلکه از راه ناشناس نیز ممکن و میسور است.
به نظر نگارنده این دو
قول(ناپیدایی جسم) و (ناشناس بودن امام) که برگرفته از روایات است هر دو
ناظر به یک مطلب بوده و آن حفظ جان امام از خطرات است و با همدیگر قابل
جمعاند زیرا آن دسته از روایات که بر ناپیدایی جسم امام(ع) دلالت دارند
بدین معنی نیست که آنحضرت درزمان غیبت از قوای جسمانی برخوردار نباشد و
دارای جسم مثالی و برزخی باشد بلکه غیبت آن حضرت با همین بدن مادی و جسمانی
است بنابراین این دسته از روایات که دلالت بر عدم امکان رؤیت امام دارند
را باید حمل نمود بر یک حالت استثنایی و عملی خارق العاده زیرا بر طبق
مصالحی که در غیبت امام(ع) وجود دارد خداوند بین امام و مردم حجاب قرار
میدهد تا مردم نتوانند ایشان را مشاهده کنند، این شیوه برای حفظ اولیاء
الهی از طرف خداوند یک سنت محسوب میشود.
چناچه خداوند برای حفظ جان
پیامبراش از آسیب دشمنان، او را از چشم آنان مستور میدارد شاهدش آیه 9
سوره (یس) است "وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ
خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ" براساس این آیه
خداوند بین پیامبر(ص) و دشمنان حجابی قرار داده که آنان توان دیدن آنحضرت
را نداشتند.[10] در بعضی از روایات نقل شده است که رسول خدا(ص) وقتی دیدند
کفار و مشرکین نسبت به وی قصد سوئی دارند این آیه را خواند و از نظر آنها
ناپدید شد، دشمن او را ندید و خداوند کید و شرشان را از وی دفع کرد.[11]
و
در آیه دیگر خداوند خطاب به پیامبر(ص) میفرماید: "وَ إِذا قَرَأْتَ
الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ
بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُورا" چون قرآن را میخوانی ما میان تو و میان
کسانی که به روز قیامت ایمان ندارند حجابی ساتر قرار میدهیم.[12]
جمعی
از مفسرین مانند طبرسی در مجمع البیان[13] و فخر رازی در تفسیر کبیر[14]
در شأن نزول این آیه گفتهاند آیه درباره گروهی از مشرکان نازل شده که
پیامبر(ص) را به هنگامی که در شب قرآن تلاوت میکرد و در کنار خانه کعبه
نماز میگذارد آزار میدادند و او را با سنگ میزدند و یکی از افرادی که
درصدد برآمد تا پیامبر(ص) را مورد آزار و اذیت قرار دهد همسر ابولهب بود
پیامبر(ص) فرمود: خداوند دیده او را از من گرفت و من را از او پنهان
نمود.[15]
از این موارد بر میآید که یکی از سنتهای الهی برای حفظ
جان رسول خدا(ص) از آسیب دشمنان مخفی نمودن آن حضرت از دیددشمنان بوده است
یعنی در عین حالی که پیامبر(ص) در میان مردم حضور جسمانی داشت اما در عین
حال با اعجاز الهی، دشمنان قادر به دیدن آنحضرت نبودند، این سنت در مورد
حضرت مهدی(عج) بر طبق روایاتی که میگویند "لایری جسمه" نیز جاری بوده و
اعمال میگردد یعنی در هر نقطهای که با دیدن آن حضرت برای او احتمال خطر
وجود داشته باشد در این صورت خداوند او را از شر دشمنان حفظ میکند، این
دسته از روایات در حقیقت بیانگر یک شیوه خاصی از حفظ امام است که به شیوة
عدم رؤیت جسم امام صورت میگیرد.
و روایات دسته دیگر (ناشناسی) نیز بیانگر شیوهای دیگر از حفظ امام از آسیب دشمنان است.
بنابراین
میتوان گفت خداوند برای حفظ امام ممکن است شیوههای مختلفی را بهکار برد
گاه بهنحو پنهان کردن جسم امام از دید دشمنان، و گاه بهنحو تصرف در درک
مردم، با اینکه آن حضرت را میبینند و او را مشاهده میکنند اما او را
نمیشناسند پس اصل بر حفظ امام است منتهی شیوه و نحوة حفظ بسته به شرایط
فرق میکند یک دسته از روایات بیانگر توصیف یک شیوهاند و دستة دیگر از
روایات بیانگر توصیف شیوه دیگر یعنی خداوند امداد خویش را شامل حال
امام(ع) کرده و برای حفظ او گاه در چشم مردم و حسن بینایی آنها تصرف میکند
که از این حالت در روایات به (لایری جسمه) تعبیر شده است و گاه در ادراک
آنها تصرف میکند که از این حالت در روایات به "یرونه و لایعرفونه" تعبیر
شده است بنابراین باید گفت هر دو دسته از روایات به یک مطلب اشاره دارند و
آن حفظ امام از آسیب دشمن است منتهی کیفیت حفظ امام دو گونه معرفی شده است
در نتیجه غیبت و پنهان زیستی امام(ع) با این دو راهی که در روایات به آنها
تصریح شده است محقق میشود.
حال باید دید که آیا غیبت و پنهان زیستی
امام(ع) با امکان مشاهده و دیدار با آنحضرت منافات دارد یا نه؟ پاسخ این
مطلب در یادداشت آینده خواهد آمد.
پی نوشت ها:
[1].
"الفصل التاسع: اعتراف الامامیة بان الله تعالی اباح للامام الاستتار عن
الخلق و سوغ له الغیبة عنهم بحیث لایلقاه احد منهم فیعرفه بالمشاهده لطفاً
له فی ذلک و لهم و اقرارهم بان الله سبحانه لا یبیع الاما هو صلاح و لا
یسوغ الا ما هو فی التدبیر صواب و لا یفعل بعباده الا مابهم حلجة الیه
مادامت المحنة و التکلیف باقیاً و هذا ینفض قولهم فی مشاهدته و اخذ معالم
الدین فیه....." الفصول العشره ص49-50
[2]. کمال الدین و تمام النعمة، ج1، ص286،باب 25، ح4 و ح1.
[3]. همان، ج1، باب25، ح7.
[4]. المسائل العشر فی الغیبه، ص75-76
[5]. تاریخ الغیبة الکبری، ص31
[6]. "لایری جسمه و لایسمی اسمه،" اصول کافی، ج1،ص333،و کمال الدین، ج2، ص370 و ص648.
[7]. کمال الدین، ج2، ص333.
[8].
"والله ان صاحب هذاالامر یحضر الموسم کل سنة فیری الناس و یعرفهم و یرونه و
لایعرفونه" بحارالانوار،ج52، باب23، ص152 و وسایل الشیعه،ج11، ص135.
[9]. الغیبة، ص391
[10]. یس : 36، آیه9
[11]. ترجمه تفسیر المیزان، ج17، ص99، به نقل از الدر المنشور، ج5، ص258.
[12]. سوره اسراء:17، آیه 45
[13]. تفسیر مجمع البیان ذیل آیه 45 سوره اسراء.
[14]. تفسیر الکبیر، ج10، ص223
[15]. "لقد اخذالله ببصرها عنی..." سیره ابن هاشم، ج1، ص238
منبع: پایگاه اطلاع رسانی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
+ نوشته شده در92/01/29ساعت 11:2توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی
|
کتاب 'مهدی هست و خواهد آمد' در نقد و رد کتاب 'متی یشرق نورک ایها المنتظر' اثر عثمان بن محمد الخمیس منتشر شد.
خبرگزاری شبستان: کتاب
"مهدی هست و خواهد آمد" به قلم مرتضی فهیم کرمانی در نقد و رد کتاب "متی
یشرق نورک ایها المنتظر" اثر عثمان بن محمد الخمیس، منتشر شد.
این
کتاب در دو فصل و 8 بخش با موضوع مهدویت و دفاعیه ها و ردیه ها، تنظیم شده
است، در فصل نخست درباره موارد اختلاف شیعه و سنی بحث می شود که رد وهابی
های ناصبی موقوف بر آن است. فصل دوم نیز به بیان شبهات القا شده ازسوی
دشمنان و پاسخ به آن اختصاص یافته است.
8 بخش این اثر با عناوین
امامت، اهل بیت پیامبر کیان اند؟، عصمت اهل بیت(ع)، امامان از قریش اند،
خلفای بعد از پیامبر فقط دوازده نفرند، مهدی و اهل بیت(ع)، مهدی و اسامی
امامان دوازده گانه، و مهدی امام منتظر تدوین است.
در بخش امامت آمده
است: شیعیان امام صادق با استناد به آیات قرآن می گویند انتخاب امام بعد
از پیامبر(ص) مانند انتخاب خود پیامبر(ص) است و همان گونه که هیچ کس حق
ندارد از میان آفریدگان خداوند متعال، پیامبری برای خود برگزیند، حق انتخاب
امام نیز ندارد.
منظور از 12 خلیفه ای که در روایات آمده است، صحابه
ای نیستند که بعد از پیامبر(ص) زمام امر را به دست گرفتند؛ زیرا شمار
ایشان از 12 نفر کمتر است. همچنین منظور از آنها، حکام و پادشاهان بنی امیه
نیستند؛ زیرا افزون بر این که فاقد صلاحیت برای خلافت بودند، شمارشان
از 12 نفر بیشتر است و از بنی هاشم نیستند؛ چنان که در روایت دوم ینابیع
الموده بر این مسأله تصریح شده "کلهم من بنی هاشم" و احتمالا خود جابر بن
سمره این کلمه را از پیامبر شنیده بود؛ ولی چون بغض اهل بیت را در دل
داشتند، نمی خواستند آن را اظهار کنند و به جای آن جمله "کلهم من قریش" را
جایگزین کردند.
در بخش هشتم این کتاب، "مهدی، امام منتظر" میخوانیم:
روش نویسنده از آغاز این نوشتار این بود که در پاسخ ناصبی ها به گفتار
شیعیان و کتاب های ایشان استناد نکند و برای پاسخ گویی و اثبات مدعای خویش
تنها از کتاب ها و سخنانی بهره گیرد که آنان نتوانند آنها را منکر شوند...
به همین دلیل در این بخش نیز نمونه هایی از سخنان نسابین، مورخان و محدثان
بسیار بزرک و معروف و مورد اعتماد اهل سنت را ذکر می کنیم."
شایان ذکر است، کتاب "مهدی هست و خواهد آمد" به قلم مرتضی فهیم کرمانی در 1300 نسخه ازسوی انتشارات فرهنگ فهیم منتشر شد.
+ نوشته شده در92/01/28ساعت 9:1توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی
|
معاون طرح و برنامه بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) بااشاره به برگزاری
مسابقه 'در انتظار آفتاب' به مناسبت سالروز ولادت امام زمان(عج) گفت: این
مسابقه در ۴ بخش عکس، فیلم کوتاه، زمزمههای انتظار و نقاشی برگزارمی
شود.
به
گزارش خبرگزاری شبستان، مسعود دریس، معاون طرح و برنامه بنیاد فرهنگی مهدی
موعود(عج)کشور گفت: بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) به مناسبت نیمه شعبان
سالروز ولادت حضرت ولیعصر(عج) مسابقه عکس و فیلم "در انتظار آفتاب" برگزار
میکند که علاقهمندان برای ارسال آثار خود تا پایان خردادماه جاری فرصت
دارند.
وی با بیان اینکه زمان اعلام نتایج مسابقه نیمه شعبان همزمان
با سوم خردادماه جاری خواهد بود، افزود: مسابقه "در انتظار آفتاب" در 4 بخش
زمزمههای انتظار- واگویههایی با امام زمان(عج)، مسابقه نقاشی امام
مهربانیها -ویژه کودک و نوجوان، مسابقه فیلم کوتاه منتظران و مسابقه عکس
برگزار میشود.
دریس بااشاره به اینکه داوری این مسابقه برعهده
کاربران خواهد بود، ابرازداشت: 5 اثری که بتوانند عنوان پر امتیازترین و
پربینندهترین را به خود اختصاص دهند، 5 کمک هزینه سفر به عتبات عالیات را
به خود اختصاص خواهند داد، همچنین به 150 نفر از منتخبان استانی نیز هدایای
نفیسی اهدا می شود.
وی بااشاره به اینکه علاقهمندان جهت شرکت در
این مسابقه میتوانند به وبگاه http://mahdiphoto.com مراجعه کنند، ادامه
داد: در بخش مسابقه زمزمههای انتظار که واگویههایی با امام زمان(عج) است،
شرکت کنندگان در این بخش میتوانند دل نوشتهها و زمزمههای کوتاه خود را
جهت شرکت در مسابقه ثبت کرده تا دیگران نسبت به جملات مطرح شده آنها اظهار
نظر کنند.
معاون طرح و برنامه بنیاد فرهنگی مهدی موعود(عج) با بیان
اینکه در بخش مسابقه نقاشی با موضوع "امام مهربانیها" کودکان و نوجوانان
میتوانند آثار خود را بعد از اسکن کردن به سامانه ارسال کنند، گفت: در
مسابقه فیلم کوتاه منتظران، علاقهمندان میتوانند با دوربین و یا تلفن
همراه از خود یا دیگران فیلم کوتاه 30 یا 60 ثانیهای با موضوعات مهدوی
تهیه کنند، همچنین در بخش مسابقه عکس نیز شرکتکنندگان با ارسال تصویر از
جشنها، برنامهها، محافل، اعیاد، سفرهای زیارتی به اماکن مقدسه و عکس نیمه
شعبان در جبههها در این بخش شرکت کنند.
+ نوشته شده در92/01/27ساعت 9:59توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی
|
حضرت فاطمه زهرا(س) با هیچ حاکم ظالمى بیعت نکرد. حضرت مهدى(ع) هم بیعت هیچ سلطان ستمگرى را بر گردن ندارد.
امام زمان(ع) می فرمایند: و فِی ابْنَةَ رَسُول الله(ص) لی أُسْوَةُ
حَسَنَةً[1]؛ دختر پیامبر خدا(ص) برای من الگوی نیکویی است. امام زمان(ع)
در توقیعى به خط مبارک خود، بعد از دعا براى عافیت شیعیان از ضلالت و فتنه
ها و درخواست روح یقین و عاقبت به خیرى آنها و تذکر به امورى چند مى
فرمایند: و فِی ابْنَةَ رَسُول الله(ص) لی أُسْوَةُ حَسَنَةً؛ دختر پیامبر
خدا(ص) برای من الگوی نیکویی است. در اینکه حضرت مهدى(ع) کدام گفتار یا
رفتار حضرت فاطمه(س) را سرمشق خویش قرار داده اند، احتمالات فراوانى بیان
شده است که در اینجا به سه مورد آن اشاره مى کنیم: 1- حضرت فاطمه زهرا(س) با هیچ حاکم ظالمى بیعت نکرد. حضرت مهدى(ع) هم بیعت هیچ سلطان ستمگرى را بر گردن ندارد. 2-
شأن صدور این نامه این است که برخى از شیعیان امامت ایشان را نپذیرفتند.
حضرت در جواب عملکرد آنها فرمودند: اگر مى توانستم و مجاز بودم آنچنان مى
کردم که حق بر شما آشکار شود. به گونه اى که هیچ شکى بر شما باقى نماند ولى
مقتداى من حضرت زهرا(س) است. ایشان با اینکه حق حکومت از حضرت على(ع) سلب
شد، هیچ گاه براى باز گرداندن خلافت، از اسباب غیرعادى استفاده نکردند. من
نیز از ایشان پیروى مى کنم و براى احقاق حقم در این دوران راه هاى غیر عادى
را نمى پیمایم. 3- حضرت مهدی(ع) در پاسخ نامه فرموده اند: اگر علاقه و
اشتیاق ما به هدایت و دستگیرى از شما نبود به سبب ظلم هایى که دیده ایم،
از شما مردمان روى گردان مى شدیم. امام زمان(ع) با اشاره به حضرت فاطمه
زهرا(س) مى خواهند بفرمایند: همان طورى که دشمنان به حضرت فاطمه زهرا(س)
آزار و اذیت روا داشتند و سکوتى که مسلمانان پیشه کردند، هیچ کدام سبب نشد
که ایشان از دعا براى مسلمانان دست بکشند، بلکه دیگران را بر خود مقدم مى
داشتند من نیز این ظلم ها و انکارها را تحمل مى کنم و از دل سوزى و دعا و
راهنمایى و ... براى شما چیزى فرو نمى گذارم.
پی نوشت: 1- الغیبة، طوسى، ص 286، ح 245.
منبع: موعود شناسی و پاسخ به شبهات، علی اصغر رضوانی، انتشارات مسجدمقدس جمکران
+ نوشته شده در92/01/23ساعت 23:57توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی
|
عضو گروه فرهنگ مهدویت پژوهشکده مهدویت و آینده پژوهی از انجام پروژه
'کیفیت تعامل امام مهدی(عج) با ادیان در عصر ظهور (با تأکید بر یهودیت و
مسیحیت)' در پژوهشکده مهدویت خبرداد.
خبرگزاری شبستان: حجت
الاسلام مرتضی عبدی چاری، عضو گروه فرهنگ مهدویت پژوهشکده مهدویت و آینده
پژوهی در بیان ضرورت انجام این پروژه گفت: درباره تعیین وقت ظهور و سیره و
اقدامات حضرت مهدی(عج) انحرافاتی به چشم می خورد، ازجمله این اقدامات که
انحرافایی در نحوه تبیین آن وجود دارد، شیوه و چگونگی تعامل و برخورد حضرت
با اهل کتاب است .آیات و روایات مربوط به این موضوع، بسیار متفاوتند و با
نگاه ظاهری آیات و روایات دارای تعارض هستند.
وی افزود: از سویی،
آیاتی وجود دارد که وجود یهودیان و مسیحیان را تا روز قیامت ثابت می کند؛
در این صورت، قیام و ظهور حضرت مهدی(عج)که قبل از قیامت صورت می پذیرد،
ثابت می کند اهل کتاب در آن زمان خواهند بود و همچنین روایاتی که به
دریافت جزیه امام از اهل کتاب و حکم کردن امام با اهل کتاب بر اساس کتابشان
می پردازند، این ادعا را تأیید می کنند.
این محقق در ادامه سخنانش
اظهارداشت: از سویی دیگر، آیاتی بر غلبه کل اسلام در آخرالزمان را دلالت
می کنند و همچنان که درباره عدم وجود اهل کتاب، روایاتی به دست ما رسیده
است که خود به چند دسته تقسیم می شوند؛ دستهای از روایات بر برداشته شدن
جزیه در آخرالزمان دلالت دارند و دستهای دیگر هم عدم وجود اهل کتاب و
یگانگی اسلام را در سراسر جهان مطرح می کنند. جمع بندی و بیان رفع تعارض
بین آیات و روایات و همچنین بیان خط مشی حضرت درباره تعامل حضرت با یهود و
نصاری، ازجمله وظایف این نوشتار است.
وی تصریح کرد: از این رو پژوهش
حاضر درباره تعامل و چگونگی برخورد حضرت مهدی(عج) با یهود و نصاری در عصر
ظهور است. فرضیه ای که این تحقیق در صدد اثبات آن است، این است که همه
ادیان در برهه ای از زمان در حکومت امام باقی خواهند ماند و با ارشاد و
راهنمایی حضرت و یارانش و نیز امدادهای غیبی که در روایات آمده است، به
اختیار خود اسلام می آورند.
حجت الاسلام عبدی چاری اذعان کرد: برای
اثبات این فرضیه لازم است دلایل و دیدگاه موافقین و مخالفان حضور ادیان در
عصر ظهور بیان شود. سپس به نقد و بررسی دلایل مخالفین و موافقین حضور ادیان
در عصر ظهور در فصل سوم مطرح گردیده است. در این فصل با جمع بندی دو
دیدگاه و بررسی روایات مرتبط با عصر ظهور، به این نتیجه دست می یابیم که:
حکومت
حضرت دارای سه مرحله است؛ در این سه مرحله اتفاقاتی صورت می پذیرد که روز
به روز آمار غیر مسلمانان کمتر و کمتر می گردد تا جایی ما که ما شاهد شخص
غیر مسلمان در دنیا نیستیم. این سه مرحله عبارت است از:
مرحله اول:
آستانه و قبل از ظهور؛ در این مرحله، خروج سفیانی همراه با جنگ و خونریزی
فراوان اتفاق می افتد. بر اساس روایات، مردم از ظلم و ستم به تنگ آمده و
منتظر نجات دهنده بسیار قدرتمند هستند لذا آمادگی پذیرش حضور امام و
دستوراتش را پیدا می کنند.
مرحله دوم: بعد از ظهور؛ این مرحله دارای اتفاقاتی مهم است؛ مانند:
ـ
حضرت بر کعبه تکیه زده و مردم ندای آسمانیشان را می شنوند. این ندا که
سراسر مردم دنیا با هر زبان و نژادی می شنوند، قلبشان را در پذیرش فرمان
ندا دهنده آماده می کند.
ـ بر اساس روایات، نزول حضرت عیسی(ع) در
هنگام نماز و اقتدای به حضرت مهدی (عج) باعث می شود، تمام مسیحیان و عده
فراوانی از یهودیان عالم مسلمان گردند. با وجود حضرت عیسی(ع) بسیاری از
جمعیت جهان به امام روی آورده و مسلمان می شوند.
ـ شکست لشگر سفیانی به واسطه امداد غیبی شکست می خورند.
ـ اصحاب کهف برای حمایت حضرت مهدی(عج) زنده می شوند.
و
موارد این چنینی که در قبول اسلام نقش به سزایی دارد؛ این جنگ و اصلاح
گری که امام و یارانش در این مرحله انجام می دهند باعث می شود نوعی ثبات
در عالم پیدا شود.
وی افزود: مرحله سوم: استقرار حکومت. در این
مرحله معاندین کشته شده اند، شیطان هم وجود ندارد، مسئله رجعت رخ داده
است، امام با ابزارهای حمایتی، مانند: تکامل عقول، مواریث انبیاء و اوصیاء و
نیز اقدامات تبلیغی یاران حضرت در سراسر جهان تردید را از دل مقدار کمی از
مرددین سایر ادیان بر می دارند. آنگاه همه با اختیار، اسلام را پذیرفته و
مسلمان می شوند و یکپارچه ندای "الله اکبر" و "اشهد ان لا اله الا الله"
را سر می دهند.
این پروژه در قالب کتاب و در حدود 250 صفحه انجام خواهد شد که احتمالا نگارش آن در سال 1392 به پایان خواهد رسید.
+ نوشته شده در92/01/22ساعت 11:7توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی
|
مدیر واحد رسانههای دیجیتال مسجد مقدس جمکران گفت: درآستانه فرارسیدن
بهار لوح فشرده چند رسانهای 'تنهای اول' به همت واحد رسانههای دیجیتال
مسجد مقدس جمکران به منظور عرضه در ایام نوروز تولید شد.
به
گزارش آینده روشن، امیر افضلی، مدیر واحد رسانههای دیجیتال مسجد مقدس
جمکران هدف از تولید این لوح فشرده چند رسانهای "تنهای اول" را
بصیرتافزایی و آگاهیبخشی زائران و مجاوران این مکان مقدس پیرامون موضوع
مهدویت، امام زمان(عج)، فلسفه انتظار، مسجد جمکران و شهر مقدس قم عنوان
کرد.
وی اظهارداشت: این لوح حاوی 4 نرمافزار عمومی است که هر یک بر
حسب نیاز زائران و مجاوران نوروزی این مکان مقدس تولید و عرضه شده است.
مدیر
واحد رسانههای دیجیتال مسجد مقدس جمکران گفت: آخرین نقشه گردشگری قم،
آخرین اطلاعات راهنمای زائر جمکران، رمضانیه، دل نوشته ازجمله بخشهای
نرمافزار چند رسانهای تنهای اول است.
افضلی ادامه داد: لوح فشرده
رمضانیه از تولیدات گذشته این واحد است که با توجه به استقبال گسترده
زائران و مجاوران مسجد مقدس جمکران در قالب یکی از 4 نرمافزار تنهای اول
مجدداً به روزرسانی شده است.
وی همچنین به لوح فشرده دل نوشته اشاره
کرد و اظهارداشت: این لوح حاوی مجموعه متون نظم و نثر ادبی با موضوع
مهدویت، انتظار، مسجد مقدس جمکران و ظهور است.
مدیر واحد رسانههای
دیجیتال مسجد مقدس جمکران با معرفی قابلیتهای دیگر این لوح
فشرده ابرازداشت: عرضه بیش از 100 تصویر زیبا با موضوع مهدویت و امام
زمان(عج)، انتخاب بخشی از متن و ارسال آن به صورت پیامک، عرضه آخرین نسخه
نقشه مسجد مقدس جمکران، مجموعه ادعیه مهدوی، زیارت عاشورا و دعای توسل از
دیگر قابلیتهای لوح فشرده تنهای اول است.
افضلی به بانک صوتی این
لوح اشاره کرد و گفت: 42 قطعه سخنرانی مذهبی با محوریت فرهنگ انتظار و
مهدویت، 24 قطعه مداحی، 37 تلاوت مجلسی از قاریان برجسته ایرانی و مصری،
عرضه 35 برنامه رادیو جمکران و عرضه قطعاتی از همخوانی به زبانهای فارسی و
عربی از دیگر محتویات این لوح است.
لوح صوتی تنهای اول بر روی گوشیهای تلفن همراه مجهز به برنامه جاوا قابل نصب است.
+ نوشته شده در92/01/21ساعت 9:6توسط سیدجعفرفاطمی نوش آبادی
|
خدا نماز ولایت
درباره ی ما
سيدجعفرفاطمي نوش آبادي متولد1353، رتبه اول سومین جشنواره بین المللی آخرین منجی 1389 كارشناس مديريت وبرنامه ريزي آموزشي، مدير دبستان شهيد تقوي شاد شهرنوش آباد درشهرستان آران وبيدگل ،و9كيلومتري شمال كاشان، سرگروه مديران مدارس ابتدايي شهرستان آران وبيدگل، عضو شوراي آموزش وپرورش شهرستان، خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)